تبليغاتX
شما که غریبه نیستید !

شما که غریبه نیستید !

تولدی دیگر....

به نام خدا

شهر خوش آب و رنگ- 11 صبح- بام رنگین کمان ( بلندترین تپه شهر خوش و آب و رنگ که از بالای آن تمام شهر معلوم است )-

3 2 1 دوربین شبکه خبر روشن می شود

نما: شهر خوش آب و رنگ  که زیر دودهای غلیظ  آرام پنهان شده است

مجری: سلام امروز می­ خواهیم درباره تابستان با شما صحبت کنیم، فصلی که بر خلاف ذات اصلیش داره بجای گرما رو به سرما پیش می­ره.

کارشناسان منشا این پدیده جویی را درون شهر می ­دانند. امروز می خواهیم با هم سری به شهر بزنیم تا با علل این پدیده بهتر اشنا باشبم. با ما همراه باشید

 

ورودی شهر خوش آب و رنگ - ابتدای خیابان زندگی- ساعت 11:30 صبح

  3 2 1 دوربین شبکه خبر روشن می شود

نما: خیابان با دیوارهای بلند که هر کس و هر چیزی در آن است به رنگ سیاه است و به فاصله هر صد متر یک کوپه آتش که دود سیاه غلیظی از آن بلند می شود در خیابان روشن است

مجری: الان در خیابان زندگی هستیم . خیابانی که بخاطر دیوارهای بلند در دو سمتش قرار دارد معروف است. دیوارهای که میلیونهای خط موجی سفید بر رویش نقش بسته، موجهایی که بصورت قله­های نوک تیز و درهای باند و طویل است. همین طور که مشاهد می کنید بعشی از افراط در حال ادرار کردن و تف انداختن روی این موج ها هستن حتی اگر همکارم کمی ان طرفتر را بگیرد مشاهد می کنید که افرادی هم هستند که در حال پاک کردن این موجها هستند. اما چه فایده؟ این موجها که پاک شدنی نیستند.

بقول کارشناسان این اولین علل سرد شدند تابستان است.(شخص رنگی در حالی که آهی می­کشد و سرش پایین است در میان هوووووووی مردم از جلوی دوربین عبور می کند)

 محققان علل دوم سرما را این آتشها را می دانند که تقریبا یک قرن است که روشن است و دود غلیظ و سیاهش باعث شده است که تمام شهر و ساکنانش همه سیاه شوند. دودی که تمام آسمان را گرفته و باعث کمتر تابیدن نور خورشید به شهر شده است و همه جا هم هست خیابانها، مدارس و دانشگاهها ،بام خانه­ها، مرکز اداره و تجاری و خیلی جاهای دیگر. به راستی چرا کسی نمی­آید این آتشها را خاموش کند؟

خوب داریم به انتهای خایابان نزدیک می ­شویم و داریم صحنه که هر روز با آن مواجه هستیم را مشاهد

می­کنیم باز شخصی روی خطهای موجی سفید زیر پل عابر تصادف کرده و فوت شده است.

شهر خوش آب و رنگ- 12:30 ظهر- میدان نبرد

نما: میدانی شلوغ و سیاه، مربعی شکلی که در ضلع شمال غربی­اش پارک طرد شدگان و درضلع شمال غربی ساختمان روشن فکران در ضلع جنوب شرقی چسبیده به خیابان زندگی ساختمان افتاب در چند قدمی ساختمان افتاب غاری قرار دارد و در ضلع جنوب غربی ساختمان به شکل پادگان و زندان وجود دارد

مجری: امیدوارم تا اینجا مسیر خسته نشده باشید بعد از گذشتن از خیابان زندگی  وارد میدان نبرد شدیم میدانی که دو خیابان ازش عبور یک خیابان (زندگی) و دومی خیابان(بی خیال) که ضلع جنوبی بی خیال معروف لذت است و ضلع شمالی آن معرف به ذلت است . همان طور که می­دانید خیابان لذت ورود ممنوع است و ما نمی توانیم وارد شویم بخاطر همین تصمیم داشتیم مسیر خودمان را در خیابان زندگی ادامه دهیم تا به جاده خوش بختی که تقریبا یک قرن است در حال تعمیر است و پول زیادی برای آبادی آن خرج شده برسیم، اما متاسفانه بخاطر یک سری از مسائل حق فیلم برداری را نداریم بخاطر برنامه خودمان را همین جا به پایان می­رسانیم و شما را دعوت می­کنم که ساختمان آفتاب تنهای جای از شهر که گرما و نور خورشید مستقیما به آن متابد را ببینید که آفتاب را هرگز فراموش نکنیم خدانگهدار

دوربین ساختمانی بلند و با شکوهی را نشان می دهد و در کنارش غاری را که غارنشینانش در حال حل دادن غار خود به سمت ساختمان آفتاب بودند را نشان می­دهد. دود سیاهی از درون غار به هوا بلند می­شود  

دوربین دختر روشن می­شود

نما: اتاق دختر

دختر تلوزیون را خاموش می­کند به لنز دروبینش خیره می­شود

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:3 توسط محمد |