ما ایرانیها کلا آدمهای بزرگ خودمان را خراب می کنیم
خیلی عقبتر:
امیر کبیر کسی مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود، که اصول علمی جدید و دانشهای مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده میشد.

چود در آن زمان عقلشان به این نمی رسید که او را خراب کنند. ایشان را کشتند
کمی عقبتر
دکتر مصدق همین را بس بگوییم او کسی بود که نفت پایه سفرهای ما را ملی کرد بعد در سریال پر عقاب او را بنگی و منقلی می خوانند(؟؟؟!). راستی کسی اگر خیابانی یا کوچه ای بنام دکنرمحمد مصدق می شناسد به من هم نشان بدهد؟

خیلی کم عقبتر:
دکتر حسابی کسی که صاحب کرسی انیشتین بود. وقتی که ایشان با هزاران آرزو و شور هیجان برای درس دادن بچه های مرز و بوم خودش به ایران باز می گردد. او را با خر می فرستند تا نقشه ایران را رسم کند وقتی با نقشه برمی گردد و تحویل می دهد به او می گویند این کاغذ پاره دیگه چی؟! الان هم کلی از اختراعات ایشان هم در حال خاک خوردن است دکتر حسابی وقتی به ایران آمد به از مدتی گفت (( دو سال اتحاد برای سازندگی کشور و پنج سال اتحاد برای فتح جهان کافی است)) ولی کجاست این اتحاد؟؟؟

حال
علی دایی، آقای گل جهان. علی دایی در رشته ی خودش یکی از بزرگان کشورمان است، چهره ای جهانی حتی یک توریست انگلیسی که نمی دانست لیگ ما حرفه ای است یا نه علی دایی را می شناخت. او هر کاری کرد به تنهایی مقصر نبود بزرگترین مجرم فدراسیون است که نفهمید علی دایی مست قهرمانی لیگ جوان و مغرور و پر از اعتماد بنفس است معلوم است که مربیگری را قبول می کند تو چرا زمینه ساز خرابی این چهره بزرگ شدی

شاید یکی از دلایل عقب ماندگی مان همین باشد. بزرگانمان از ترس خراب شدن و بی مصرف ماندن از کشورمان می روند
بی ارتباط
اولین بار بود که فردوسی پور کم آورد فقط بخاطر انکه عادل نبود
خدا نامت را عادل گذاشت که عادل باشی، عادل هم بودی بخاطر عادل بودنت دوست دارم و دارند. ولی...!