
برای حسن هوشیار
حقیقت و واقعیت جدا از هم هستند. هر کس در جبهه حقیقت بجنگد دیوانه است. همان طور که قبلا بهت گفتم( جامعه ما جامعه عقاید پنهانه ). وقتی گفتی خداحافظ هم خوشحال شدم و هم دلگیر. پایان حقیقت زردی است بس من هم مثل تو به این نتیجه رسیده ام گاهی رفتن بهتر از ماندن است.
برای خودم، اثیم و پسر
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار وچه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر خشت
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که خوبست و که زشت
نه من از پرده تقوی به در افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد ار دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
((حافظ))
یک توصیه خیلی بزرگ از پسر

برای پسر:
این روزها همه به فکر خداحافظی افتادند چرا؟!!!!
خداحافظ